Friday, October 3, 2008

  • ضریب اهرمی (LEVERAGE)
    حد اکثر ضریب اعتباری که بروکر برای انجام معاملات در اختیار شما قرار میدهد لوریج یا ضریب اهرمی می باشد . لوریج بروکر ها معمولآ بین 100 تا 500 است . به عنوان مثال اگر شما با بروکری که لوریج آن 200 است یک حساب 5000 دلاری افتتاح کنید میتوانيد حداکثر تا 5,000$ * 200 = 1,000,000$ که معادل 10 لات استاندارد (در برابری های مستقیم Direct ) است وارد معاملات شوید .
    این حداکثر لاتیج برای انجام معامله است اما انجام چنین معامله ای از لحاظ مدیریت ریسک به هیچ وجه صحیح نمی باشد و ممکن است با یک حرکت بازار در خلاف جهت پیش بینی شده، تمام سرمایه از بین برود !! در واقع امکان استفاده از لوریج اگر آگاهانه و منطقی و محاسبه شده مورد استفاده قرار نگیرد موجب زیان های سنگین خواهد شد.
  • واحد نوسانات قیمت (PIP)
    کوچکترين واحد ارزي مي باشد که برای اعلام تغييرات دو ارز استفاده مي شود. براي مثال اگر قیمت خرید و فروش دلار آمريکا يا يورو در حال حاضر معادل 1.2560 باشد و به مقدار 2 پيپ افزايش پيدا کند، در اين صورت مقدار آن 1.2562 خواهد شد.
  • Margin
    مبلغ اوليه مورد نیاز به هنگام ورود به يک پوزيشن میباشد. مارجين ضمانتي براي حسن انجام کار مي باشد. میزان مارجین مورد نیاز برای انجام هر معامله به سه عامل سایز پوزیشن, لوریج بروکر و ارز پایه (ارز اول در برابری) بستگی دارد.
    مارجين هر پوزيشن بلافاصله با بسته شدن آن پوزيشن آزاد مي گردد. مارجین بر مبنای ارز پایه محاسبه میشود .
    مثال 1 :
    فرض کنید شما اقدام به خرید یک لات USDCHF کرده اید . بنابراین سایز معامله شما 100,000 دلار آمریکا (طرف اول) میباشد . اگر لوریج بروکر شما 100 باشد مارجین مورد نیاز برای انجام این معامله 100,000$ /100 = 1,000$ میباشد .
    در مثال بالا اگر لوریج بروکر 500 باشد مقدار مارجین 100,000$ /500 = 200$ خواهد بود . مثال 2 : شما اقدام به خرید یک لات EURUSD کرده اید . بنابراین سایز معامله شما 100,000 یورو (طرف اول) میباشد . از آنجا که حساب شما بر حسب دلار آمریکا افتتاح شده باید 100,000 یورو به دلار تبدیل شود تا مقدار مارجین مشخص شود .
    اگر نرخ برابری EURUSD در حال حاضر 1.2558 باشد
    100,000(eur) = 1.2558 * 100,000(usd) = 125,580 $
    با لوریج 100 مارجین مورد نیاز برای انجام این معامله
    Margin = 125,580$ / 100 = 1,255.8
  • Balance
    مجموع پول واریز شده توسط شما و سود و زیان پوزیشن های بسته شده میباشد .
  • Equity
    برابر است با بالانس حساب + سود و زیان پوزیشن های باز.
    اگر شما در حسابتان پوزیشن باز نداشته باشید بالانس و برابری (equity) حساب شما با هم برابر خواهند بود .
    در واقع Equity حساب شما نشان میدهد اگر شما همه پوزیشن های باز را ببندید موجودی کل شما چند دلار خواهد بود .
  • Free Margin
    سرمایه آزاد شما را نشان میدهد. به عبارتی Free Margin کل پولی که شما میتوانید با آن معامله کنید میباشد.
    اگر Margin پوزیشن های باز را از Equity کم کنیم مقدار Free Margin حاصل میشود. Free Margin نشان دهنده ميزان سرمايه آزاد براي انجام معاملات جديد است.

Thursday, October 2, 2008

قیمت

قیمت یا نرخ نتیجه نهایی نبرد بین نیروهای وارد بر آن از طرف عرضه و تقاضا می باشد

چندین اصل مهم :


قیمت گویای همه چیز است
Price discount every thing

حرکت قیمت در حالت کلی تصادفی نیست
Price movement are not totally random

چه چیزی
مهمتر است از چرا
what is more important than why

معلول مهمتر است از علت. چه اتفاقی افتاده مهمتر است از اینکه چرا این اتفاق افتاده

پایه و اساس تحلیل تکنیکال

پایه و اساس تحلیل تکنیکال

تئوری DOW اساس و شالوده علمی است که امروزه آنرا تحلیل تکنیکال می نامند. تئوری DOW یک مجموعه منسجم و کامل نیست که بتوان از آن به طور مستقیم استفاده کردو در كل مجموعه اي از دست نوشته های چارلز داو در طول چندین سال مي باشد. مانند بسیاری از قضایا این تئوری نیز به چندین اصل مهم اشاره دارد:
قیمت گویای همه چیز است.
Price discount every thing
حرکت قیمت در حالت کلی تصادفی نیست.
Price movement are not totally random
چه چیزی مهمتر است از چرا
what is more important than why
معلول مهمتر است از علت. چه اتفاقی افتاده مهمتر است از اینکه چرا این اتفاق افتاده!

حال به بررسی اجمالی این سه اصل می پردازیم:
1- Price Discount Everything
تکنیکالیست ها اعتقاد دارند قیمت جاری حاوی تمام اطلاعات است. زیرا تمام اطلاعات و اتفاقات بازار بر قیمت تأثیر گذاشته اند. بنابراین قیمت ارزش واقعی را نشان می دهد و این پایه و اساس تحلیل تکنیکال است.
2- Price Movement are not totally random
بسیاری از تکنیکالیست ها با روند دار بودن و هدفدار بودن حرکت قیمت موافق اند و بسیاری نیز پریودیک بودن بازار در هنگامی که روند ندارد را تصدیق می کنند.

** اگر قیمت همیشه روند تصادفی داشت کسب سود در بازار بینهایت مشکل بود**

حتی اگر قیمت ها شاهد دوره های گسترده ای از حرکات تصادفی باشند قطعاً در بین آنها دوره های کوتاه تری از رفتارهای غیر تصادفی پراکنده شده است. در نهایت ما به عنوان تکنیکالیست باید بپذیریم که تشخیص روندها با کمک ابزارهای تکنیکی امکان پذیر است و سرمایه گذاری باید در جهت روندهای شکل گرفته انجام شود.

3- what is more important than why
در واقع تکنیکالیست ها بر مسیر طی شده توسط قیمت متمرکز هستند و به علت آن کاری ندارند. بنابراین تکنیکالیست ها به دو چیز توجه دارند.

الف – قیمت کنونی چقدر است.
ب – گذشته تغییرات قیمت چگونه بوده اینکه چرا گذشته قیمت اینگونه بوده برای آنها اهمیت ندارد.

قیمت یا نرخ نتیجه نهایی نبرد بین نیروهای وارد بر آن از طرف عرضه و تقاضا می باشد. هدف از تحلیل تکنیکال و آنالیز نوسانات تعیین جهت حرکت در آینده می باشد. با تمرکز بر روی قیمت و فقط بر روی قیمت تحلیل تکنیکال یک روش مستقیم را ارائه می دهد. فاندامنتالیست ها علاقمند هستند بدانند چرا قیمت این مقدار است؟ چرا قیمت بالا آمده؟ تکنیکالیست ها بر چقدر تمرکز دارند و با چرا کاری ندارند.

تحليل تكنيكال

تحليل فني عبارت است از بررسي نرخ‌هاي قبلي و روند فعاليت ارز به منظور پيش بيني تغييرات قيمت در آينده. اصلي ترين نکته در انجام تحليل فني آن است که تغيير قيمت شاخص کوچکي از کل اطلاعات بازار است و الگوهاي تغييرات قيمت تمايل به تکرار خود دارند.با اين حال مهم ترين مشکل تحليل فني تاخير آن مي باشد! يکي ديگر از دلايل مهم انجام تحليل‌هاي فني آن است که تغييرات قيمت بصورت اتفاقي رخ نمي‌دهد و در بيشتر مواقع الگوهاي مشخصي دارند
شباهت تحليل تكنيكي به پيش‌بيني هواشناسي
تحليل تكنيكي دقيقا شبيه پيش‌بيني هواشناسي است. همان‌طور كه هواشناس از روند گذشته و جاري هوا براي پيش‌بيني آن در آينده استفاده مي‌كند، سرمايه‌گذار نيز از تحليل تكنيكي و روند گذشته و جاري قيمت سهام براي پيش‌بيني قيمت‌هاي آتي بهره مي‌برد.
هواشناسان با مطالعه و بررسي جريان كنوني و گذشته آب و هوا، فشار جبهه‌ها و سيستم‌ها، تغييرات دما و شرايط جوي و غيره مي‌توانند پيش‌بيني نسبتا دقيقي از شرايط آب و هوايي در آينده داشته باشند.
اين پيش‌بيني همان‌طور كه بارها شاهد بوده‌ايم، عاري از خطا نبوده است، زيرا الگوهاي آب و هوايي نيز مي‌توانند به طور غير منتظره‌اي تغيير كنند و پيش‌بيني‌ها را بر هم زنند، اما هيچ كس، دقت، كارايي و لزوم پيش‌بيني آب و هوايي را كتمان نمي‌كند.
پيش‌بيني هوا براي كسي كه در خانه‌اي بدون پنجره نشسته است و هيچ‌گونه ابزاري در اختيار ندارد، كاري مشكل و بلكه غيرممكن است و مي‌تواند صرفاً به پيش‌بيني كور و اتفاقي محدود شود. اما همين شخص، با در اختيار داشتن عكس‌هاي ماهواره‌اي و تصويري واضح از آسمان و جهت وزش باد، مي‌تواند پيش‌بيني نسبتا معقولي از هواي روز بعد به عمل آورد.
به همين ترتيب، كوشش براي سرمايه‌گذاري، بدون داشتن دانش و اطلاعي از قيمت‌هاي تاريخي و جاري سهام، اگر نگوييم غير ممكن، بلكه بسيار مشكل است. اما با توجه به اطلاعاتي كه از روي نمودار سهام به دست مي‌آيد و با درنظر گرفتن روندها، قيمت‌هاي تاريخي بالا (قيمت تاريخي بالا، بالاترين قيمتي است كه سهام در طول دوره معاملات دربورس داشته است)، قيمت‌هاي تاريخي پايين (قيمت تاريخي پايين، پايين‌ترين قيمتي است كه سهام در طول دوره معاملات در بورس داشته است)، سطوح حمايت و مقاومت و حجم مربوط به تغييرات قيمت، مي‌توان پيش‌بيني نسبتا معقولي از روند آينده قيمت سهام داشت.
تحليل تكنيكي نيز همانند علم هواشناسي، عاري از خطا نيست. اما اطلاعاتي كه در مورد سهام در نمودار آن قرار دارد، كمكي اساسي به فرآيند سرمايه‌گذاري و پيش‌بيني روند قيمت سهام در آينده به شمار مي‌آيد.
تحليل تكنيكي،فرآيند تحليل قيمت‌هاي تاريخي اوراق بهادار به منظورپيش‌بيني تغيير قيمت‌هاي احتمالي در آينده است.
ابزار عمده اين نوع تحليل نمودار يا Chart بوده كه بر اساس دو اصل عمده استوار است.
نمودار‌ها در تحليل تكنيكي (Charts)
تكنسين‌ها (تحليلگران تكنيكي) معتقدند كه قيمت اوراق بهادار، به‌صورت اتفاقي حركت نمي‌كند، بلكه «رابطه‌اي» كاملا نزديك بين حركت سهام در گذشته‌ و آنچه ‌كه در آينده اتفاق خواهد افتاد، وجود دارد. هدف تكنسين‌ها، يافتن اين «رابطه» است تا بتوانند به كمك آن، حركت سهام را در بازار سرمايه با دقت خوبي پيش‌بيني نمايند.
اساسي‌ترين ابزاري كه تكنسين‌ها براي اين‌كار نياز دارند «تصوير» يا «نمودار» است كه حركت سهام را نشان مي‌دهد. در ادامه فصل با اين ابزار آشنا خواهيم شد.




تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال بررسی و مطالعه تمام عواملی می باشد که بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر میزان عرضه و تقاضا اثر می گذارند. تفاوت اصلی تحلیل تکنیکال با تحلیل فاندامنتال در نوع نگرش و تفسیر به نوسانات بازار می باشد. تحلیل گر تکنیکال معلول گرا و تحلیل گر فاندامنتال علت گرا می باشد. به عبارتی تحلیل تکنیکال مبتنی بر قیمت و حجم معاملات است و دلایل تغییر قیمت را نادیده می گیرد. در حالی که در تحلیل فاندامنتال همه عواملی که منجر به تغییر عرضه و تقاضا می شوند مورد مطالعه قرار گرفته تا ارزش جاری و آینده ارزها در برابر یک دیگر بدست آید

نرخ برابری ارز های مختلف در برابر یکدیگر با توافق همه شرکت کننده گان و بازیگران بازار پدید می آید و بیان کننده قیمت است که عده ای برای خرید و عده ای برای فروش در آن به توافق رسیده اند. چنانچه در مجموع اکثریت بازار انتظار بالا رفتن نرخ های مبادله را داشته باشند اقدام به خرید آن ارز خواهند کرد و اگر انتظار پایین آمدن نرخ ها را داشته باشند ارز مورد نظر را به فروش می رسانند . بنابراین تعیین قیمت در بازار به انتظارات معامله گران از آینده قیمت بستگی دارد.
به طور کلی عوامل اقتصادی ,سیاسی و مالی ,ترس و نگرانی,بحران ها,امید و آرزو مسایلی هستند که انتظارات معامله گران بازار را تغییر میدهند که این امر موجب عدم تعادل بین عرضه و تقاضا و در نتیجه تغییر قیمت ها تا رسیدن به تعادل میگردد .
هدف معامله گر فاندامنتال تشخیص همین عدم تعادل ها و معامله در جهت رسیدن قیمت به نقطه تعادل ( و متعاقبآ کسب سود) می باشد.

تحليل بورس

تحليل


براى بدست آوردن بازده مناسب در بورس حتما بايد از تحليل هاى علمى متداول (فاندامنتال-تكنيكال) شرايط را براى دستيابى به بيشترين بازده در كمترين زمان ممكن مهيا نمود.استفاده از تئورى مدرن مرتفوليو (MPT) نيز كمك موثرى در بهينه سازى سبد سهام و توازن ريسك و بازده مى نمايد.


فاندامنتال

درلغت به معناى بنيادى و پايه اى است و در علم معاملات بورس اوراق بهادار به نوعى از تحليل گفته مى شود كه به بررسى بنيادى و همه جانبه شركتهاى بورسى در سطح خرد و كلان مى پردازد.به كسانى كه از اين روش براى تحليل استفاده مى نمايند فاندامنتاليست يا بنيادگرا مى گوييم. سرمايه گذار در هر نوع بازار ، اعم از اوراق بهادار ، طلا، ارز، مسكن و..همواره نيازمند بررسى همه جانبه فرصتها و هزينه هاى سرمايه گذارى و روند آينده آن مى باشد.


در حقيقت تحليل بر اساس اطلاعات موجود و پيش بينى وقايع تاثيرگذار بر اساس فرصت هاى سرمايه گذارى روشى است كه بسيارى از تحليلگران از آن استفاده مى نمايند. در اين نوع ديدگاه تحليلگر كار خود را با كل نگرى آغاز و با جز نگرى ختم مينمايد.به عبارت ديگر روند تحليل از كل به جز (مطالعات جهانى،منطقه اى ، كشورى، صنعتى و شركتى) شكل مى گيرد.

بررسى هزينه ها و فرصتها و ريسك با ذكر دلايل و مقايسه با ساير اطلاعات موجود بهمراه پيش بينى وقايع آينده شالوده اينگونه تحليل است. پارمترهاى ذيل در تحليل بنيادى تاثير بسزايى دارند.


مزيت نسبى صنايع

قوانين صادرات و واردات

سياست گذارى اقتصادى دولت

ميزان توليد و فروش

نرخ آرز (دولتى ، آزاد)

نرخ سود بانكى

وقايع سياسى

نرخ تورم رسمى و غير رسمى

نسبت هاى مالى و اهرمى

دريافت تسهيلات بانكى و غير بانكى

حاشيه سود صنعت و شركت

نوع فعاليت (انحصارى ، عمومى)

نقدينگى شناور در جامعه

فرصتهاى جديد سرمايه گذارى



تحليل تكنيكال


تحليل تكنيكال يكى از روش هاى معتبر در بررسى روند قيمت سهام شركت هاست كه بر اساس شاخصهايى همچون عرضه و تقاضا

حجم معاملات

تعداد خريداران

قيمت هاى تاريخى

استوار ميباشد به عبارت ديگر تحليل تكنيكى استفاده از اطلاعات گذشته براى پيش بينى وقايع آينده است.


در اين نوع تحليل استفاده از نمودار قيمت و انديكاتورهاى مختلف پايه و اساس كار است و براى يك چارتيست اطلاعات بنيادى سهم هيچ اهميتى ندارد. در برخى موارد چارتيست ها اصلا نمى دانند شركتى كه سهام آنرا خريدارى مى نمايد چه محصولى توليد مى نمايد.


در اين روش 2 اصل اساسى مبناى تحليل را تشكيل مى دهد.

1- همه چيز در قيمت سهم منعكس مى گردد.


چارتيست ها معتقدند كه تمام اطلاعات و اخبار يك سهم تاثيرشان را در قيمت سهم بجاى مى گذارند و نيازى به پيگيرى وقايع شركتها نيست و قيمت سهم نشانگر تحولات شركت است.


2- اگر قبول كنيم كه از لحاظ روانشناسى انسانها در شرايط مشابه عكس العمل هاى مشابه دارند ، براحتى مى توانيم انعكاس اين اصل روانشناسى را در نوع خريد و فروش آنها دخيل نماييم و با بررسى وقايع گذشته پيش بينى آينده را سهل نماييم.

Wednesday, October 1, 2008




اين عكس يعنى روش جديد كسب و كار در دنياى پيشرفته يعنى
Where Knowledge is power