Tuesday, July 14, 2009

کلید حل معمای بازار آهن!


خرده بازار فولاد داخلی بازاری است متغیر و تابعی است از چندین عامل؛ شرایط جهانی این بازار، رونق اقتصادی داخل و شرایط و جریان پول، سیاست‌های دولتی، ساخت و ساز و فعالیت‌های عمرانی و ... غالب این موارد به دولت به عنوان بزرگترین و مهم‌ترین قدرت باز می‌گردد.
در خصوص شرایط جهانی و به تبع آن جریان واردات این شرایط به روند کلی اقتصاد جهانی و شرایط و برآیندهای کلی و شاخص‌های اقتصادی، سنگ‌آهن، زغال‌سنگ و نفت مرتبط است.
هم اکنون نفت در قیمت‌های پایینی قرار داشته که به نسبت هفته‌های پیش یک رکورد کاهشی است. در این بین دورنمای بارزی مبنی بر افزایش قیمت‌ها در کوتاه مدت دیده نمی‌شود، شاخص‌های کلی اقتصاد نیز کاهش یافته است. شاخص سهام داوجونز به عنوان شاخص صنایع غرب روزهای خوبی را نمی‌گذراند. ارزش‌دلار در برابر یورو و برخی ارزهای دیگر افزایش یافته که به کاهش قیمت‌ها می‌انجامد. ورشکستگی جنرال موتورز و چند بانک آمریکایی دیگر به این وضع دامن زده است. اثرات بسته‌های حکایتی دولت‌های غربی در حال فروکش کردن است. برآیند کلی عبارت است از بی‌اثر شدن قرص‌های مسکن غرب و رونمایی مجدد رکود در جهان بالاخص در کشورهای غربی. بازار مواد اولیه مثل فلزات پایه با کاهش‌های چشمگیری مواجه شده و احتمال کاهش بیشتر نیز متصور است.
در قراردادهای بلندمدت بین فولادسازها و تولیدکنندگان سنگ آهن کاهش بین 33 تا 40‌درصدی ارزش معاملات پذیرفته شده است. این در شرایطی است که هنوز کارخانه‌های تولید فولاد بالاخص در کشور چین کالاهای خود را هر روز گران‌تر از دیروز می‌فروشند. این مطلب در خصوص محصولات طویل بیشتر خودنمایی می‌کند. با کاهش قیمت نفت هزینه تولید فولاد سیر نزولی به خود گرفته است. این در حالی است که ارزش سنگ‌آهن در بازار نقدی این کالا در بنادر چین با افزایشی نزدیک به 4‌دلار در هر تن مواجه شده است.
شرایط داخلی و سیاسی کشور چین به عنوان یک اقتصاد دولتی در جایگاه ایده آلی قرار ندارد. قیمت بیلت در غالب کشورهای جهان همچنین در بازار داخلی هند سیر نزولی داشته است. به جرات می‌توان اقدام تولیدکنندگان فولاد چین در افزایش قیمت‌های خود را در جهان انگشت‌نما خطاب کرد. شرایط ذکر شده نشان‌دهنده یک پارادوکس خطرناک است. بزرگ‌ترین فولادساز جهان افزایش قیمت داده و دیگر نقاط جهان با شرایط نزولی اقتصاد همراه است. در جهان غرب به جرات می‌توان گفت بهترین خبر افزایش نرخ بیکاری به میزان 565‌هزار نفر در بازه‌های زمانی مورد بررسی بوده که پیش‌بینی می‌شد این تعداد برابر با 600‌هزار نفر باشد. میزان بیکاری نیز به کمتر از 10درصد رسیده است. توجه به موارد ذکر شده روند افزایش قیمتی فولاد چین دیری نخواهد پایید. کارخانه‌های تولید فولاد چین بیش از حد خوشبین هستند. روند عمومی جهانی حکایت از کاهش ارزش فولاد می‌کند.
ترمز رشد قیمت آهن کشیده شد
تاثیر این شرایط نیز بر بازار داخلی ايران محرز است. در خصوص عرضه‌های منتهی به ماه مبارک رمضان با افزایش قیمت‌ها مواجه بوده‌ایم. این رویداد به سرعت به بازار غیررسمی سرایت کرد ولی به همان سرعت هم از شدت آن کاسته شد.
هم‌اکنون بازار در رکود سختی به سر می‌برد. شرایط داخلی به حدی سخت شده که در گذشته سابقه نداشته است. با توجه به روند افزایش قیمت‌ها در خارج از کشور واردات نیز به هیچ وجه از جذابیت برخوردار نیست. با توجه به احتمال وخیم تر شدن اوضاع جهانی احتمال بدتر شدن اوضاع آن‌هم در آغاز فصل ساخت و ساز و همچنین ماه مبارک رمضان می‌توان گفت روزهای سخت‌تری را نیز پیش رو داریم. در زمان رونق فعالیت‌های عمرانی رکود کمرشکن خواهد بود.
در این برهه و با این پیش‌فرض‌ها، نقش دولت از همیشه پررنگ‌تر خواهد بود. احتمال وضع تعرفه رونقی تصنعی را به بازار وارد کرد ولی به سرعت نیز محو و نابود شد. به احتمال قوی وضع تعرفه تاثیر شگرفی در آینده بازار نخواهد گذارد، زیرا بررسی نمودار عرضه و تقاضا در شرایط فعلی افزایش قیمت‌ها را به دلایل بنیادین نشان نمی‌دهد. هم اکنون تقاضای واقعی در بازار دیده نمی‌شود و با فرض عرضه ثابت در بازار احتمال افزایش قیمت‌ها اندکی ثقیل جلوه می‌کند.
پروژه‌های عمرانی نبض حرکت بازار آهن
کاهش بودجه‌های عمرانی سال 88 همچنین تغییرات مجدد آن یقینا تاثیر منفی بسیاری را بر پروژه‌های عمرانی و نبض حرکت بازار خواهد گذارد. هم اکنون مهمترین دلیل، عدم وجود پول آن‌هم پولی که جریان یافته و به تولید منتهی گردد، است. مدتی است که تزریق نقدینگی از جانب دولت با افت و خیزهای فراوانی همراه شده که گاها مطلوب و گاها نامطلوب اثر کرده است.
راهكارهاي واقعي
راهکارهایی که در این زمان حس شده و از سوی دولت بایستی انجام شود، اقداماتی واقعی است نه ژست‌های رسانه ای. تغییراتی که در بازار اثرات آن دیده شود. خبرها و شایعات در کوتاه‌مدت بازار را به سمت و سویی مجهول و مبهم سوق داده که بسیار خطرناک است.
گام اول شناخت شرایط جهانی است. در آینده کوتاه‌مدت و میان مدت شرایط اقتصادی جهان نزولی است بنابراین بهترین اقدام فاصله گرفتن از آن است. ایزوله کردن اقتصاد داخلی که یکی از راه‌های مؤثر آن تعرفه و محدودیت در واردات است، نقش بسزایی خواهد داشت. در این شرایط واردات محصول نهایی سمی مهلک و واردات مواد اولیه و محصولات میانی دارویی شفابخش است. با توجه به جهت گیری‌های بودجه سال جاری در خصوص تامین منابع مالی از طریق مالیات همچنین ادامه روند تولید که به مالیات بر ارزش افزوده منتهی می‌گردد، تولیدکننده و دولت هر دو راضی خواهند بود.
گام دوم، اصلاح شرایط و رویکردهای فعلی است. با توجه به دولتی بودن صنعت فولاد و تسلط دولت بر این بازار و نحوه معاملات آن بالاخص در بورس کالای ایران با اقداماتی محدود و تاکتیکی می‌توان تغییراتی جدی در بازار تزریق شود. فروش نقدی به جای سلف و کاهش حجم عرضه‌ها می‌تواند به مصرف‌کننده نهایی برای خرید مستقیم کمک شایان‌توجهی کند. با این اقدام ساده معاملات از بازار غیررسمی به بازار رسمی منتقل گردیده که هم قیمت کاهش می‌یابد و هم درآمد دولت از طریق مالیات افزایش خواهد یافت. گام سوم، بررسی و تخصیص منابع به پروژه‌هایی با مزیت نسبی بالاتر است. بهسازی کارخانه‌ها، بخش‌های حمل و نقل و صنایع انرژی بر، مسکن، سد و تونل و ... از این قبیل صنایعی است که با توجه به کاهش ارزش مصالح ساختمانی و فلزات با هزینه کمتری احداث خواهد شد. نکته دیگر آنکه در شرایط فعلی که غالب دولت‌های قدرتمند جهان با تزریق پول به کمک اقتصاد خود آمده‌اند، سیاست‌های انقباضی پولی مالی همچون گذشته از جذابیت بالایی برخوردار نیست.
گام چهارم، توانمند‌سازی بخش‌خصوصی است. بخش تولید هم اکنون مشکلات فراوانی دارد. در صورت تخصیص منابع به این بخش که با توجه به قوانین موجود کمترین بار مالی را بر عهده دولت می‌گذارد می‌توان به سرعت به بهبود اوضاع امیدوار بود. این در حالی است که اگر نظارت کافی و جامع بر شرایط تخصیص وام صورت نگیرد، شرایط پیچیده تر از وضع حاضر شده و رکود تورمی ابعاد بیشتر و سخت‌تری به خود می‌گیرد. موارد ذکر شده می‌تواند در میان مدت به رونق بازار فولاد همچنین عدم افزایش قیمت بینجامد. این شرایط که به افزایش تولید در بخش‌های مختلف، رونق اقتصادی و کاهش بیکاری منتهی می‌گردد رویدادی مطلوب برای تمامی بخش‌های جامعه خواهد بود.

منچستریونایتد در هند رستوران باز می کند

باشگاه منچستر یونایتد انگلستان، یکی از مهمترین باشگاه های فوتبال جهان، اعلام کرده است در هند زنجیره ای از کافی شاپ ها را افتتاح می کند که اولین شعبه آن اواخر امسال در شهر بمبئی (مومبای)، فعالیت خود را آغاز خواهد کرد.

باشگاه های بزرگ فوتبال انگلستان اکنون مترصدند با قدرت هر چه تمامتر فعالیت های تجاری خود را معطوف هند کنند؛ آنها متوجه شده اند فرصت های بازاریابی زیادی در هند وجود دارد که آنها تاکنون از آن استفاده نکرده اند.

ماه گذشته یک مدرسه تربیت بازیکن فوتبال با حمایت باشگاه انگلیسی لیورپول در شهر پیون هند باز شد.

تردیدی نیست که باشگاه منچستر یونایتد محبوب ترین باشگاه فوتبال در هند است. این باشگاه با توجه به این موضوع ابراز علاقه کرده است که در این کشور فعال شود.

شاخه ای از این باشگاه که مواد خوراکی تولید و عرضه می کند، قصد دارد در شهرهای مختلف هند کافی شاپ های شیک راه اندازی کند.

شهر بمبئی، که تفریحات شبانه آن معروف است، مکان مناسبی برای افتتاح اولین کافی شاپ منچستر یونایتد است.

در این کافی شاپ ها پرده های بزرگی نصب می شود تا مشتریان بتوانند در حین خوردن و نوشیدن مواد غذایی ویدیوی مسابقات فوتبال را تماشا کنند. در این مکان ها همچنین غرفه هایی برپا می شود که لباس و سایر اجناس کادویی مربوط به بازیکنان منچستر یونایتد را می فروشد.

در هند، جایی که بازی کریکت مانند یک مذهب دنبال می شود، فوتبال با شتاب محبوبیت می یابد. در میان جوانان هند، بازیکنانی مانند کریستیانو رونالدو و دیوید بکهام، از قهرمانان کریکت محلی، محبوب ترشده اند.

در حالی که جنون فوتبال در میان هندی ها به طور عمده هنگام بازی های جام جهانی مشاهده می شود، رقابت های بین باشگاهی، مانند لیگ برتر انگلستان، در میان بینندگان برنامه های تلویزیونی هند، طرفدار زیادی دارد.

تخمین زده می شود که هر هفته پنجاه میلیون نفر در هند مسابقات فوتبالی را که از شبکه های تلویزیونی این کشور پخش می شود، تماشا می کنند.

باشگاه های انگلستان بر این باورند که هند با داشتن بیش از یک میلیارد نفر جمعیت، بالقوه مکانی مناسب برای جذب هواداران فوتبال و همین طور بازاریابی است.

Monday, July 13, 2009

GLORIA JEAN'S KIOSK

Gloria Jeans coffee is a franchise that has been established for approximately 30 years. Starting originally in the USA, the group now have over 800 stores in more than 20 countries around the world.

In 1995 one of the current owners of Gloria Jeans Australia visited the USA and returned with the right to franchise Gloria Jeans Coffees throughout Australia.

Gloria Jeans Australia opened its first stores in Sydney in 1996. By 1998 the first franchise stores had been established and today over 425 stores operate in every state and territory in Australia, with 17 in South Australia.

The current owners of Gloria Jeans Australia through their holding company Jireh International Pty Ltd have recently negotiated to purchase the rights from Gloria Jeans America to work in all countries with the exception of the USA and Puerto Rico.

As one of the leading names in the worldwide boom in coffee drinking, Gloria Jeans has rapidly established itself as one of the most recognizable franchises in Australia.

The current owners of this business commenced the business in February 2004. Since that time sales have progressed from a weekly average of around $6,000 to be currently trading in excess of $11,000 per week.

The business won 'Franchise Partner of Year' and 'Local Store Marketing' Awards for South Australia in 2007.

The owners believe that having a quality product to sell, experienced staff and an excellent highly visible centre court location have all contributed to creating a growing loyal customer base.

With one of the largest urban renewal projects in Australia still being developed in the surrounding area the owners firmly believe that the growth pattern already displayed by the business will continue into the future. In support of this, Centro have recently announced $100 million to be spent on the Shopping Centre with work to commence before Christmas and completion due in July 2009.

Sunday, July 5, 2009

چرا دختران خیلی زیبا باید در کنار آدمهای احمق و بی کلاس باشند.

تا به حال چندین بار اینگونه جملات را از آقایان ناکام در عشق شنیده اید :" آدمهای خوب همیشه بازنده است" و یا" چرا دختران خیلی زیبا باید در کنار آدمهای احمق و بی کلاس باشند." اما علت آن چیست؟ آیا خوب بودن است و یا چیز دیگر؟ مسلماّ خوب بودن و نجیب بودن نمی تواند علت آن باشد. علت اصلی آن زیاد خوب بودن است. پسران و مردان خیلی خوب و نجیب معمولاّ دارای خصوصیات زیر میباشند:

1- افرادی هستند که به همسر خود اجازه میدهند تمام اداره امور زندگی را در دست بگیرند.

2- دوستانی هستند که برای همه، همه نوع کاری انجام میدهند اما زندگی خودشان آشفته و فراموش شده است.

3- رئیسی هستند که به زیردستان خود از گل بالاتر نمی گویند و مدام مشغول راضی نگاه داشتن آنها میباشند

4- مردان هستند که به دیگران اجازه می دهند هر آنچه دلشان خواست در موردشان بگویند و اعتراضی نمیکنند.

5- بسیار وابسته هستند و هیچگاه نه نمی گویند.

6- زندگی آنها تحت کنترل دیگران و یا فرد خاصی میباشد.

7- نیازها و خواسته های دیگران را بر نیازها و خواستهای خودشان مقدم میدارند.

8- از تمام ظرفیت خود استفاده نکرده و بدنبال پذیرش دیگران میباشند.

9- قدرت خودشان را نادیده میگیریند و نقش یک قربانی را در زندگی بازی میکنند.

10- اشتباه و عیوب خود را پنهان میکننند.

اشتباهاتی که مردان خیلی خوب و نازنین مرتکب میشوند به قرار زیر است:

1- خیلی خود را محتاج و نیازمند زنان نشان میدهند.

2- از دختران و زنان بت ساخته و آنان را میپرستند.

3- برای دیگران زندگی میکنند و خود و زندگی شان را به دست فراموشی میسپارند.

4- شادی و خوشبختی آنها خیلی وابسته به دیگران میباشد.

5- انتظارات غیر واقعی دارند. انتظار دارند چون خودشان دختری را تا حد پرستش دوست دارند آن دختر نیز باید در مقابل آنها را دوست بدارد.

علل گرایش برخی دختران به مردان پست فطرت

1- فقدان اعتماد به نفس و عزت نفس خود مردان. مردان کمرو از آنکه به دختر مورد علاقه خود نزدیک شده و احساسش را بیان کنند هراس دارند. اما هنگامی که نزدیک دختر مورد علاقه خود نمیشنوند و یا احساسشان را برای آن دختر بیان نمیکنند، چگونه انتظار دارند آن دختر متوجه آن گردد؟ و یا زمانیکه برای خودشان ارزش و احترامی قائل نیستند، چگونه انتظار احترام از دیگران باید داشته باشند؟

2- مردان خیلی خوب بدنبال زنان خیلی خوب هستند اما معمولاً زنان خیلی خوب نیز مانند مردان خیلی خوب کمرو میباشند. اکنون چگونه ممکن است دو فرد کمرو جرأت آن را پیدا کنند و به یک دیگر نزدیک شوند و باب صحبت را بگشایند؟ همین موقع است که مردان پررو و بی کلاس از راه میرسند و دختر زیبا را از آن خود میکنند.

3- اعتماد بنفس پایین خود دختر. دخترانی که جذب مردان شرور می گردند معمولاً خودشان از اعتماد بنفس پایینی برخوردارند و همین مسئله سبب می گردد آنها رابطۀ هم وابسته ای با مردان بد برقرار کنند. معمولاً به مردان خوب اعتماد ندارند و به آنها خیانت می کنند چون می پندارند لیاقت اینگونه افراد را ندارند و یا رابطه آنها بزودی زود از هم خواهد پاشید. اما به مردان بد اعتماد میکنند و دوستشان می دارند چون این مردان مرتباً آنها تحقیر کرده و بی ارزش بودن آنها را گوشزد میکنند. برخی اوقات دختران نه بخاطر آنکه به اینگونه افراد دلبستگی دارند به رابطه خود ادامه میدهند، بلکه تحمل این موضوع را ندارد که مرد خواهان او نمیباشد و اینگونه میپندارد که هرگاه فردی وی را طرد کند بی شک وی بی ارزش است بنابر این می کوشد نظر وی را تغییر دهد.

4- اما خود مردان بد و شرور به خاطر آن که برای دیگران و احساسات آنها ارزشی قائل نمی باشند و طوری رفتار می کنند که گویی پادشاه جهان هستند. از طرفی چون به دختران بی اعتنایی میکنند همین عامل بر اساس قانونی که هر چیزی که کمیاب باشد مردم بیشتر دنبال آن میروند، دختران بیشتر خواهان آنان می گردند. از طرف دیگر آنها زود مأیوس نمیشوند و هر گاه دختری آنان را طرد کرد، بدنبال دختر دیگری می روند اما مردان نجیب با شنیدن جواب رد بسرعت مدیوس میشوند. از طرفی افراد شرور اعتماد بنفس کاذبی را به نمایش میگذارند و یا دست به کارهای مخاطره امیز میزنند که همین مسئله دختران را فریب داده و جلب خود می کند. بعلاوه چون افراد شرور چنین به نظر میرسند که از هیچ چیز نمی هراسند و توانایی دفاع در برابر هر فردی را دارند، دختران ترسو و فاقد اعتماد بنفس جذب انها میشوند.

5- خود دختر شرور و لاابالی است. هر کسی مایل است با هم نوع خود رابطه برقرار کند. بنابراین جای تعجب ندارد که اینگونه دختران تنها جذب مردان لاابالی خواهند شد.

6- برخی اوقات دختران و زنان بر اساس طبیعتشان تمایل دارند مشکلات و ناراحتی های مردان بدکردار و شرور را حل و فصل کنند و در واقع نقش یک مادر ناجی و پرستار را برای آنان ایفا کرده و در واقع فرشته نجات انها گردند بهمین خاطر خود را قربانی اینگونه مردان میکنند.

7- مردان نجیب و خوب با تمام ویژگیهای خوبشان معمولاً افراد کسل کننده می باشند. انها دست به کارهای مخاطه آمیز و ماجراجویانه نمی زنند که دختران را تحت تأثیر خود قرار دهند.

8- دختران سطحی نگر. این گونه دختران ممکن است بسیار زیبا باشند اما تنها به ظواهر اهمیت میدهند مانند: پول،ظاهر و مقام. آنها تنها میخواهند به همردیفان خود فخر فروخته و خودنمایی کنند. بنابراین با مردی که دارای ثروت و مقام و یا ظاهر خوبی باشد به هر قیمتی و حتی اگر آن مرد بی شخصیت و لاابالی و بد رفتار باشد رابطه برقرار میکند.

9- بنابراین زیاد خوب بودن هم پسندیده نیست. بهتر است مردان خوب اندکی هم از خود: جرأت، اعتماد به نفس، جذبه و ماجراجویی نشان دهند.

Saturday, July 4, 2009

بخر تا آمریکا بچرخد

بانک‌ها در خطر بحران جهانی

اوج‌ این بحران‌ها وقتی است که بالاترین حد نسبت وام‌های معوق به وجود می‌آید و ضایعات بحران به یک دوره 5 ساله کش...

بحث بحران‌های اقتصادی جهان بحث خیلی مهمی‌است. خیلی از ما فکر می‌کنیم‌ این اولین بار است که بحران رخ داده در حالی که وقتی به تاریخ اقتصاد دنیا نگاه می‌کنیم ‌این بحران‌ها متعدد بوده و هم‌چنین خاص یک نقطه از دنیا نبوده است. بحران‌ها ناشی از یک نابسامانی اقتصادی بین عملکرد بخش پولی و بخش واقعی است و ‌اینکه چگونه ‌این نابسامانی‌های اقتصادی به وجود می‌آید و چگونه می‌توان جلوی آنها را گرفت و‌ اینکه ما در کجای ‌این بحران هستیم، بحثی جدی است. ‌آیا ما از‌ این بحران تأثیر می‌پذیریم یا خیر؟ این بحران‌ها چگونه به وجود می‌آیند؟

هر اقتصادی دو بخش دارد: بخش پولی و بخش واقعی. ناترازی بین‌ این دو بخش باعث ‌ایجاد بحران می‌شود. برخلاف تصوری که عده‌ای دارند رفتار پرخاشگرانه اقتصادی کشورها به بحران‌ها منجر نمی‌شود. بحران‌ها همیشه یک نتیجه داشته و آن هم تحکیم حضور دولت‌ها در اقتصاد‌های بحران‌زده و به خصوص گسترش شبکه‌های مدیریتی وابسته به دولت در بخش مالی بوده است. منظورم از بخش مالی بازار پول و سرمایه به صورت گسترده است. بحران‌های مالی همیشه مخرب و مسری هستند و ریشه تمام آنها سیاست‌های کلان ناپایدار و بی‌دوام است.

بحران‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: بحران‌هایی که در بازار پول هستند و بحران‌هایی که در بازار سرمایه هستند. مهمترین بحران بازار پول بحران بانکی فراگیر است. در ‌این حالت شرکتهای فعال در اقتصاد و نهادهای مالی به صورت گسترده قراردادشکنی و نقض تعهدات می‌کنند. وامها معوق می‌شوند.

تعداد بدهی‌های معوق اقتصاد را به رکود می‌کشاند، بازار کالاهای بادوام به رکود می‌رود. نرخ بهره رو به افزایش می‌گذارد. بانک‌ها احساس می‌کنند که منابع سپرده‌ای به اندازه کافی ندارند و در نهایت بانک‌های کشور توان وام دادن و اعطای منابع را از دست می‌دهند. شاید همه ‌اینها برای ما آشنا باشد. بله ما حتی قبل از ورود به بحران‌های بین‌المللی دچار یک بحران بانکی فراگیر بوده‌ایم. وقتی نگاه می‌کنیم در فاصله 2007-1970میلادی 124بحران بانکی فراگیر در دنیا وجود داشته است. نقطه اوج‌ این بحران‌ها وقتی است که بالاترین حد نسبت وام‌های معوق به وجود می‌آید و ضایعات بحران معمولاً به یک دوره زمانی 5 ساله کشیده می‌شود.

بحران دیگر بحران پولی است. در یک دوره زمانی کوتاه رقم قابل ملاحظه‌ای مثلاً 30درصد نوسان در ارزش پول به وجود می‌آید یک رکود حدود 10درصد حداقل به وجود می‌آورد. 208 مورد از‌ این بحران‌ها را در فاصله 2007-1970 میلادی داشته‌ایم. بحران بدهی کشورها در دهه 80 به شدت وجود داشته است. بحران‌های بازار پول اصلاً جدید نیستند. بحران مالی 1819، 1837، جمعه سیاه 1869، سقوط مالی 1873، بحران مالی 1882، بحران 1896، بحران 1901، سقوط 1907، رکود 1929، رکود 1937، حباب دارایی‌های ژاپن 1990 که 13 سال طول کشید، چهارشنبه سیاه 1992 انگلستان، 1998 روسیه، 2000 و بعد هم بحران اخیر نمونه‌هایی از این بحران‌ها است.

مطالعه‌ اینها نشان می‌دهد که همه ساختار یکسانی دارند. دلیل گسترده شدن این بحران‌ها ارتباطات بازارهای مالی با یکدیگر است. سرعت اشاعه بالا می‌رود. به تدریج که بازارهای سرمایه بزرگتر و بزرگتر شدند به‌وجود آوردن بدهی با استفاده از اسناد بهادار مد شده و ‌این خودش عاملی است که اشاعه بحران‌های مالی را بسیار زیاد می‌کند. بنابراین جای تعجب نیست اگر ‌امروز می‌بینیم که بحران اخیر ظرف مدت کوتاهی همه جهان را فراگرفته است. بانک‌های سرمایه‌گذاری راه اشاعه بحران جدید در بازارهای سرمایه بودند به دلیل ‌اینکه ‌اینها در بازار سرمایه بودند و حاکمیت مقام پولی که در بازار پول است روی ‌اینها نبود ، آزادی عمل بیشتری داشتند.

در تمام بحران‌های پایه‌ای، رکود در بازار واقعی وجود داشته است و ‌این رکود خودش یکسری نابسامانی را به وجود می‌آورد. شدت رکود و بحران‌ها براساس نقش اسناد اصلی در بازارها، سیاست‌هایی که برای ارزش‌گذاری پول ملی داریم، بدهی‌های دولتی به نسبت بدهی‌های خصوصی تغییر می‌کند.

وقتی بحران به وجود می‌آید موارد خطرناکی مانند: تهاجم سفته‌بازها، خطر بی‌اخلاقی، سقوط حباب دارایی‌ها و وحشت به وجود می‌آید. در جریان بحران عوامل جمعی و فردی هم اضافه می‌شود. دولتها در تمام موارد بحران وارد سیستم می‌شوند. ورود دولتها به سیستم با دو نگاه صورت می‌گیرد اولاً اینکه جلوی اشاعه بحران را بگیرند. برای ‌این کار معمولاً کاری که می‌کنند تزریق پول است گاهی به صورت نقد گاهی به وام‌های سوخت‌شدنی تضمین داده می‌شود به صورتی که مردم دچار شک نشوند. در مواردی دستور می‌دهند نهادهای مالی بسته شوند یا دستور می‌دهند مردم حق ندارند پولشان را از سیستم بیرون ببرند. سیستم سعی می‌کند خودش را از روشهای مختلف آرام کند.
بحران اخیری که به وجود ‌آمده بعد از دوشنبه سیاه وضعیتی است که اقتصاد آمریکا نیاز به گردش تولید پیدا کرد و پیشنهاد دولت ‌این بود که اجازه دهید منابع مالی وارد سیستم شود و مردم بتوانند وام بگیرند. تعهد خاصی وجود نداشته باشد و این گردش با‌ شعار «بخر تا آمریکا بچرخد» یک حرکت به وجود آورد و در بخش مسکن به خصوص خیلی رونق ‌ایجاد کرد. مردم متوجه نبودند ‌این بار مالی مرتباً سنگین‌تر می‌شود. ‌این سیستم نمی‌توانست باقی بماند.

زمانی ‌که ‌این سیستم به توقف رسید نقطه شروع بحران بود و پول برنمی‌گشت، اعتبار جدید داده نمی‌شد. وقتی‌ این اختلال به وجود ‌آمد اول یکی، دوتا بانک سرمایه‌گذاری علامت دادند که شوک دارد اتفاق می‌افتد و دیگر نمی‌توانند ادامه دهند چون خیلی معتبر بودند مردم متوجه شدند که چه اتفاقی دارد می‌افتد. دولت آمریکا 700 میلیارد دلار وارد سیستم بانکی کرد. طی زمانی‌که طول کشید تا‌ این سیستم تثبیت شود و ‌این بحران شناخته شود، ‌این بحران به اروپا هم کشیده شد و بانک‌های اروپا دچار بحران شدند.

بنابراین ما می‌بینیم که بحران یک دفعه گسترده شده است. حاصل ‌این کار بدین صورت شد که در نهایت سران گروه 7 گفتند پولی می‌خواهند تزریق کنند. این پول به صورت نقد در سیستم وارد نمی‌شود، بخش اعظم آن به شکل اعتبارات است. فرانسه 360 میلیارد یورو گذاشته که 320 عدد از آنها ضمانت وامها است و چهل عدد به دلیل بالارفتن سرمایه بانک‌ها است. اسپانیا 100 میلیارد گذاشته که تضمین اعتبارات است. ‌ایتالیا 20 میلیارد، اتریش 100 میلیارد که همه آن به جز 15 میلیارد آن، برای تضمین بوده و هلند 200 میلیارد که تضمین مداخله دولت برای سلامت است.

این تضمین‌ها همه توانسته روی کم کردن اثر اشاعه بحران اثر بگذارد. در آمریکا انتقالات درست برعکس اروپا روی سرمایه بوده، برای‌ اینکه آمریکا مرکز بحران بوده است.

تمام اقداماتی که تا ‌این مرحله انجام گرفته تنها یکی از ابزارهایی است که می‌توان در کنترل اشاعه بحران به کاربرد. ‌این به معنی تمام شدن بحران نیست. تجربه نشان داده بحران می‌تواند تا 12، 13 سال هم طول بکشد. برای تمام شدن بحران باید سیاست‌های ساختاری گذاشته شود. ‌اینجاست که اثر روی اقتصاد دنیا می‌تواند بسیار گسترده‌تر شود. تا‌ آینده میان‌مدت اعتبارات بین‌المللی گران می‌شود و نظارت‌ها افزایش خواهد یافت. ما باید انتظار داشته باشیم که نهادهای مالی جدید شکل بگیرند.

باید انتظار ادغام بنگاههای مالی را با هم داشته باشیم و در واقع جایگاه ما در بازار مالی عوض شود. در نگاه اول اینکه خوش به حال ما چون سیستم بانکی ما بین‌المللی نیست و بورس ما بین‌المللی نیست. ولی واقعیت‌ این است تمام قراردادهای ما در مورد تأمین مالی دچار‌ اما و اگر شده است. نکته دیگر ‌اینکه بالاخره زمانی می‌خواهیم‌ این دنیای بحران‌زده را درست کنیم همیشه قیمت نفت بالا نخواهد بود. سرمایه‌گذاری انجام نمی‌شود. کسب منابع مالی در بخش‌های مختلف اقتصاد کشور با مشکلاتی همراه است. سیستم بین‌المللی تمایلی ندارد با جهانی غیر از خود ارتباط برقرار کند برای ‌اینکه گرفتار است، می‌خواهد اصلاح ساختار بکند.

با بررسی بحران‌ها می‌توان انتظارات خودمان را از تحولات پیش رو در دنیا شکل دهیم. اقتصاد ما باید اقتصاد جست‌وجوگر شود. خطر بزرگتری که ما داریم خطری است که هیچ ربطی به این بحران نداشته است. خطر یک بحران بانکی فراگیر در کشور است. دانسته یا ندانسته یکسری منابع مالی هم از حساب ذخیره ارزی به بانک‌ها تزریق کرده‌ایم.

به اختصار باید گفت در کوتاه‌مدت ما در یک حوزه ‌امنی قرار داریم ولی واقعاً خیلی کوتاه است. در میان‌مدت که اثر واقعی بخش بحران ظاهر می‌شود به یقین ما آسیب‌پذیری گسترده داریم. علاوه بر آن ما دچار یک بحران بانکی فراگیر هستیم یعنی یک حوزه بحران داریم که می‌تواند یک رکود گسترده در اقتصاد ‌ایجاد کند. گاهی تا 40درصد ارزش محصول ناخالص کشورها در اثر ‌این قبیل بحران‌ها از بین رفته که متوسطش حدود 13درصد است. بنابراین در حد متوسطش هم رقم کمی نیست. بنابراین باید به بحران هم از بعد داخلی و هم از بعد بین‌المللی نگاه کرد.

Friday, July 3, 2009

Everyone wants to be a McDonald's owner, but with something else they might get more return on their investment.