Wednesday, July 27, 2011

A decade of unaffordable house prices

House prices in Australia

Housing

It will take at least 10 years for housing to become affordable, after a study shows rise in prices nationwide. Picture: ThinkStock

  • Buying a home looks possible ... in 2020
  • Sydney still Australia's least affordable city
  • House prices outstrip rises in average incomes

WANT to buy a house? You'll have to wait another ten years - if you're lucky, according to new research.

A massive hike in median house prices across the country in the past decade - up 147 per cent to $417,000 - has far exceeded the 50 per cent rise in average incomes since 2001.

The result led to a ballooning of the housing price-income ratio from a manageable 4.7 in 2001 to 7.3 this year - a level deemed "severely unaffordable"

Sydney is still Australia's the least affordable city but houses in working-class cities such as Wollongong and Newcastle are proving just as unaffordable.

A study by the National Centre for Social and Economic Modelling says house prices will have to remain flat for another 10 years, coupled with income growth, for houses to be affordable again.

"It's not just that housing in Australia is unaffordable, but the issue is how unaffordable it is," report author Ben Phillips told The Australian.

"Ten years ago, housing affordability was primarily a Sydney story, but it has now spread to all capital cities and beyond to most big non-capital cities," he said, referring to Wollongong, Newcastle and the Gold and Sunshine coasts, among others.

And stronger than expected inflation figures released yesterday may mean interest rates will be on their way up soon, economists say.

The annual rate of inflation of 3.6 per cent to June was the fastest pace since late 2008 and higher than economists expected and outside the central bank's target band.

Sydney remains least affordable, with a typical home costing 8.4 times the average annual Sydney household income, followed by Melbourne at 7.9 times and Adelaide at 7.7.

But when the figures are broken down, Melbourne's inner suburbs are the nation's least affordable, with a 10.2 price-income ratio, the report finds.

And there is little respite in moving to outer suburbs, with bigger house sizes reducing the cost advantage.

The recent slowing in the property market may offer a glimmer of hope for first-home buyers, but internationally Australia trails well behind other countries in terms of housing affordability.

Read more on housing affordability at The Australian.

Tuesday, July 26, 2011


محمد تقی برخوردار؛ مرگ مردی که به خانه های ایران رفاه آورد

به روز شده: 18:04 گرينويچ - سه شنبه 26 ژوئيه 2011 - 04 مرداد 1390

محمد تقی برخوردار ابتدا باتری از آمریکا وارد می کرد اما در مدت کوتاهی توانست با تاسیس کارخانه قوه پارس مشابه آن را در ایران تولید کند

صنعتگر سرمایه داری که چندی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ یک تلویزیون مدار بسته از بریتانیا با خود به تهران آورده بود و آن را برای حفاظت از آیت الله خمینی رهبر انقلاب ایران به محل اقامت او در مدرسه رفاه برده بود، شاید باور نداشت که در اولین تابستان پس از انقلاب حکم مصادره اموالش را از رادیو بشنود.

محمد تقی برخوردار معروف به حاجی برخوردار که به دنبال برنامه صنعتی توسعه گرایش در ساخت وسایل خانگی در ایران به پدر صنایع خانگی این کشور هم لقب گرفته است، هفته گذشته در ۸۷ سالگی در ایران درگذشت.

نگاهی به کارنامه آقای برخوردار در تاسیس کارخانجات صنعتی در ایران نشان دهنده نقش او در تجهیز خانه های ایرانی به وسایل روزآمد آن دوران و تغذیه رفاهی بخشی از شهروندان ایران است که با بالا رفتن قیمت نفت و سیاست های مدرن سازی ایران در عصر محمدرضا پهلوی، آرام آرام معنای رفاه و طعم آن را می چشیدند و همزمان با مردمان دیگر جوامع توسعه یافته، به لوازم طبقه شهرنشین مجهز می شدند.

وضعیت خانوادگی و شغلی آقای برخوردار نشان دهنده حضور طبقه ای از تجار متدین ایرانی است که نسل اندر نسل بازاری و تاجر بوده اند اما بخت آن را نیافتند که در حکومت نوپای پس از انقلاب، در جوی از بی اعتمادی و سوتفاهم مسیر توسعه صنعتی ایران را ادامه دهند یا دست کم اموال و دارایی هایشان را حفظ کنند.

فقط مرور تعداد کارخانه ها و شرکت هایی که محمد تقی برخوردار در ایران تاسیس کرده بود، نشان می دهد که اگر آهنگ توسعه آن حفظ می شد یا حداقل دست حکومت و دولت از آنها کوتاه بود، شاید ایران امروز به لحاظ میزان و کیفیت تولیدات صنعتی وضعیت متفاوتی داشت.

محمد تقی برخوردار پس از مصادره اموالش خوش خیالانه می گفت تولید کننده ای که مالیاتش را پرداخته، نباید مشمول مصادره شود اما تلاش های دولت موقت مهدی بازرگان هم ظاهرا فقط در حد وعده بازپس دادن اموال آقای برخوردار ماند.

آن دولت چنان مستعجل و عمرش کوتاه بود که پیش از خروج آقای برخوردار از ایران، از هم گسیخته بود.

محمد تقی برخوردار مشهور به حاج برخوردار هفته گذشته در تهران درگذشت

به دنبال ملی شدن شرکت ها و کارخانجات صنعتی ایران از جمله اموال آقای برخوردار که بعدها در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت، او پیش از یک سالگی انقلاب، از ایران خارج شد و این هجرت تا سال ۱۳۷۰ ادامه داشت که به سودای بازپس گیری اموالش به ایران بازگشته بود.

حاصل این بازگشت فقط بازپس گیری قطعاتی زمین در رفسنجان و استرداد منزل شخصی اش بود.

درهم کوبیده شدن شیرازه کارخانجات صنعتی ایران با مصادره و سپس ناامنی حاصل از آن برای سرمایه گذاران و کارآفرینان، نه فقط سرمایه های مادی و انسانی موجود را به رکود کشاند که بخش وسیعی از آنها را وادار یا دست کم تشویق به مهاجرت و خروج از ایران کرد.

تقریبا همه هم نسلان کارآفرین آقای برخوردار در جریان مصادره اموالشان رخت خود را از ورطه هولناکی که ایران در آن قرار گرفته بود بیرون کشیدند اما آقای برخوردار به ایران بازگشت و در خانه خود درگذشت.

عباس میلانی، نویسنده کتاب "نام آوران ایران" محمد تقی برخوردار را از بزرگترین کارآفرینان نسل خودش می داند و هم یکی از نخسین کسانی که به فکر صنعت خانگی و صنعت الکترونیک در ایران افتاد.

***

"حاج محمد تقی پس از ناکامی در بازپس گیری اموالش، در برابر این سئوال که اگر امروز فعالیت تجاری را شروع می کردی چطور عمل می کردی این جواب را داده بود: یک شرکت تاسیس می کردم و آن را شخصا اداره می کردم و در جهت گسترشش هیچ اقدامی نمی کردم."

صنعتگران و کارآفرینان دهه ۵۰ خورشیدی در ایران همچون محمد تقی برخوردار تقریبا در چند صفت با یکدیگر شریک اند. اول اینکه نسل اندر نسل بازاری و سرمایه دارند و از جهتی که می توانست برای حکومت بعدی ایران یعنی جمهوری اسلامی جالب باشد، زمینه و صبغه مذهبی داشتند. ویژگی های دیگر این نسل از جمله آقای برخوردار چه بود؟

حاج محمد تقی به گمان من از بزرگترین کارآفرینان نسل خودش بود و هم یکی از نخسین کسانی بود که به فکر صنعت خانگی، صنعت الکترونیک در ایران افتاد.

او از وجه دیگری هم با نسل اول صنعتگران ایرانی شباهت داشت. خیلی از صنعتگران ایرانی از جمله برادران ارجمند که صنایع ارج را پایه گذاری کردند، از بازار می آمدند.

حاج محمد تقی از خانواده تاجر بازاری که در آغاز در یزد فعالیت می کردند و به روایتی تا پایان قرن نوزدهم زرتشتی بودند و پس از آن به اسلام گرویده بودند.

ظاهرا خانواده برخوردار هم یکی از این خانواده ها بودند. افراد این خانواده سخت مومن بودند. پدر حاج محمد تقی یکی از تجار بزرگ یزد و یکی از مومنان این شهر محسوب می شد.

از همان آغاز حاج محمد تقی بیشتر از آنکه به مدرسه علاقه داشته باشد به تجارت و بازار و همان راه پدر علاقمند بود و به محض اینکه به سن بلوغ رسید خودش را به تهران رساند و کارش را در آنجا شروع کرد.

سال ۱۹۶۰ به گمان من نقطه عطفی در ایران است. بین ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ ما شاهد یک تحول عظیم اقتصادی هستیم. خیلی از هم نسلان آقای برخوردار که در بازار سرمایه تجاری ایران را تشکیل می دادند تصمیم گرفتند که به طرف سرمایه صنعتی بروند.

دولت در این زمان سیاست حمایت از طرح های صنعت نوپای ایران را پیش گرفته بود. وام های جالبی به کارآفرینان می دادند و موقعیت های مالیاتی خوبی در اختیارشان قرار می گذاشتند. حاج محمد تقی از اولین کسانی بود که متوجه این اوضاع جدید شد و شروع به انتقال ثروتش از سرمایه تجاری به سرمایه صنعتی کرد.

اولین قراردادی که او بست با شرکت ری او واک آمریکا بود. چون قبلا از آمریکا باتری هم وارد می کرد بلافاصله شرکت قوه پارس را تاسیس کرد که به گمان من اولین شرکت از نوع خودش بود و در یک فاصله بسیار کوتاهی آن را به یکی از بزرگترین شرکت های خاورمیانه تبدیل کرد.

قراردادهای بزرگی با توشیبا داشت و هر روز هم سعی می کرد که این کارخانه ها را از کار مونتاژ به سوی قطعه سازی سوق دهد.

خیلی هم به مساله مدیریت توجه داشت. از بازاری های تجدد خواه ایرانی بود که همراه با خانواده لاجوردی در تاسیس آنچه که به هاروارد تهران شهرت گرفت، پیشقدم شد.

"سال ۱۹۶۰ به گمان من نقطه عطفی در ایران است. بین ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ ما شاهد یک تحول عظیم اقتصادی هستیم. خیلی از هم نسلان آقای برخوردار که در بازار سرمایه تجاری ایران را تشکیل می دادند تصمیم گرفتند که به طرف سرمایه صنعتی بروند. دولت در این زمان سیاست حمایت از طرح های صنعت نوپای ایران را پیش گرفته بود. وام های جالبی به کارآفرینان می دادند و موقعیت های مالیاتی خوبی در اختیارشان قرار می گذاشتند. حاج محمد تقی از اولین کسانی بود که متوجه این اوضاع جدید شد و شروع به انتقال ثروتش از سرمایه تجاری به سرمایه صنعتی کرد"

عباس میلانی

حاجی برخوردار به عنوان یکی از کسانی که در هیات امنای هاروارد تهران بود با دانشگاه هاروارد آمریکا قرارداد بستند و نهادش را تاسیس کردند و یکی دو کلاس هم از آن فارغ التحصیل شدند که در واقع آنها فوق لیسانس مدیریت دانشگاه هاروارد را در تهران دریافت می کردند که حالا البته به دانشگاه امام صادق تبدیل شده است.

حاجی برخوردار خیلی به این موضوع توجه داشت. در فکر تاسیس یک کالج صنعتی در ایران هم بود. گویا با جنرال الکترونیک و یکی دو دانشگاه آمریکا وارد مذاکره شده بود که یک دانشگاه ویژه صنعت الکترونیک در ایران تاسیس کند.

صنایعی که حاج برخوردار در ایران پایه گذاری کرد به نوعی وسایل مدرن رفاهی را وارد خانه های ایران کرد. در واقع تولیدات این کارخانه های صنعتی وسایل مورد نیاز طبقه شهرنشین را تامین را می کرد که آرام آرام در دهه ۵۰ خورشیدی در حال شکل دادن طبقه متوسط بود. واردات و سپس مونتاز و تولید این محصولات خانگی چه تاثیری بر سبک زندگی مردم داشت؟

من فکر می کنم اینها دو روی سکه یک حرکت به هم پیوسته است. همانطور که اشاره کردید ایران داشت یک تحول عمیق اجتماعی را تجربه می کرد.

شاه فئودالیسم را با اصلاحات ارضی از بین برد و کسانی مثل علی نقی عالیخانی، مهدی سمیعی، رضا مقدم کسانی بودند که برنامه صنعتی واقعا خردمندانه برای ایران تدوین کرده بودند و شاه هم از آنها حمایت می کرد.

یک روی آن ایجاد این صنایع بود و روی دیگرش پروش کسانی بود که این صنایع را از طریق خرید اجناس حمایت کنند.

تلویزیون رنگی در ایران برای اولین بار توسط شرکت پارس الکتریک تولید شد که آقای برخوردار آن را تاسیس کرده بود. پیش از این او تلویزیون شاوب لورنس و توشیبا را وارد ایران می کرد

برخلاف گمان رایجی که در آن زمان گفته می شد که اینها همه صنایع مونتاژ بود ولی اینها خیلی زود رفتند سراغ اینکه اینها را به صنایع مادر تبدیل کنند.

مثلا درباره ایران ناسیونال، ما می دیدیم که در آغاز اینها چیزی نزدیک به ۸۵ درصد قطعات را وارد می کردند ودر پایان کار یعنی در آستانه انقلاب نزدیک به ۸۵ درصد قطعات را در ایران تولید می کردند یعنی دقیقا برعکس شده بود.

برخوردارها هم به این مساله واقف بودند. نکته جالبی که آدم درباره حاج برخوردار مشاهده می کند، این است که گسترش صنایع اش هم افقی بود و هم عمودی.

مثلا وقتی کارخانه توشیبا را در ایران راه انداخت بعد از مدتی کارخانه چوب بری هم برایش خرید. یا وقتی شرکت قالیبافی تاسیس کرد در کنارش کارخانه نخ ریسی هم راه انداخت و یک بانک هم برایش تاسیس کرد.

اینها چقدر با مسائل روز دنیا و شیوه های مدرن مدیریتی و کارآفرینی آشنا بودند؟

در آن زمان مرسوم شده بود که این خانواده های بزرگ بازاری یکی از اعضای خانواده خود را به خارج فرستاده بودند تا تحصیلات جدید را بفهمد. خانواده برخوردار هم همین طور بود. درباره برخوردار عضوی که به خارج از ایران فرستاده بودند عباس برخوردار بود که دوست عزیز من بود و او خیلی زود بعد از این که فوق لیسانش را گرفت به فعالان کنفدراسیون پیوست و تمام وقت کار سیاسی می کرد.

ولی برادران برخوردار دقیقا مثل خسروشاهی ها و لاجوردی ها از یک سنت سرمایه تجاری به سرمایه صنعتی آمدند.

یکی از این ها یعنی آقای قاسم لاجوردی به من می گفت نقطه عطف برایشان توافق شاه و آیزنهاور رئیس جمهوری آمریکا بود.

آیزنهاور آن زمان نامه ای به شاه نوشته بود که اگر شوروی به ایران حمله کند ما از ایران حمایت خواهیم کرد.

"همه آن کارآفرینان که در آن سال ها به خارج از ایران آمدند آنچنان که من مطالعه کردم در کتاب نامداران ایران، ثروت بیشتری از آنچه که در ایران به وجود آورده بودند، ایجاد کردند"

عباس میلانی

خیلی از این خانواده ها از جمله برخوردار ها این قطاع طریق را در اطراف یزد تجربه کرده بودند و داستان های شگفت انگیزی تعریف می کردند درباره ضرورت اینکه سرمایه لازم بود که قابل تحرک سریع باشد، قابل پنهان کردن باشد، و سرمایه گذاری در صنعت آن دوره به صلاح تلقی نمی شد.

در دهه ۶۰ میلادی بود که اینها فکر می کردند که دیگر شاه ماندنی است و آمریکا هم از ایران در برابر خطر کمونیسم دفاع خواهد کرد و این حرکت وسیع به طرف صنعت شروع شد.

من یک رقمی خدمتتان بگویم که جالب است. در سال ۱۹۵۶ میلادی، ۴۶ جواز صنعت در ایران صادر شد و در سال ۱۹۶۶ خورشید ۷۴۳ جواز.

از کسانی که در صنعت کار می کردند از ۸۰۰ هزار نفر به یک میلیون و نزدیک ۳۰۰ هزار نفر افزایش پیدا کرد که جهش عظیمی است.

به پیشینه و سابقه خانوادگی صنعتگران ایرانی در دهه ۵۰ نگاه می کنیم یک استقلالی از دربار و حکومت می بینیم ودر عین حال یک مایه مذهبی خانوادگی. ولی هیچکدام از اینها مانع نشد که در جریان انقلاب اموال و سرمایه های این خانواده ها از جمله برخوردار ها از تعرض و مصادره مصون بماند. علیرغم نزدیکی آقای برخوردار با مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت چطور از این موج مصون نماند؟

حتی شایع است که خود محمد تقی برخوردار در دوره ای که آیت الله خمینی در فرانسه بوده به پاریس می رود و در آنجا سعی می کند با ایشان بیعت کند و صنایع خودش را مصون نگه دارد.

حاج برخوردار خیلی مذهبی بود. من از افراد زیادی شنیدم که هر روز وقت نسبتا زیادی را به قرائت قرآن در خلوت خودش صرف می کرد و نمازش ترک نمی شد. من این را خوب یادم می آید و از عباس می شنیدم که حاجی برخوردار که به آمریکا می آمد هر جا که بود نمازش در این کشور قطع نمی شد.

این رژیم رادیکالیسمی را آغاز کرد که یک مقداری از آن ریشه در خود رژیم داشت و مقداری در جریان های افراطی آن زمان مثل حزب توده، چریک های فدایی و مجاهدین. رژیم را همه هل می دادند در جهت تبدیل ایران به یک شوروی ثانی.

عباس میلانی

عباس میلانی، نویسنده کتاب ایرانیان نامدار؛ او محمد تقی برخوردار را از نسل کارآفرینان بازاری می داند که در دهه چهل خورشیدی سرمایه شان را از بازار به صنعت بردند

خیلی از اموال و صنایع متعلق به این خانواده ها را بدون هیچ علت سیاسی و قطعا بدون هیچ منطق اقتصادی مصادره کردند و همه را چپاندند در بنیاد مستضعفان.

این صنایعی که در آن زمان سودآورترین صنایع زمان خودش بود یکی بعد از دیگری ورشکسته شدند یا در ۳۰ سال اخیر به دست یکی از نمایندگان حکومت اداره می شود که دائما ضرر می دهد و به جای اینکه به مملکت مالیات بدهند آنچنان که برخوردارها مثلا می دادند، از درآمدهای مملکت می خورد. به نظر من تصمیم مصادره این صنایع واقعا یکی از تصمیمات تاریخی زیان بار و عجیب بود.

همه آن کارآفرینان که در آن سال ها به خارج از ایران آمدند آنچنان که من مطالعه کردم در کتاب نامداران ایران، ثروت بیشتری از آنچه که در ایران به وجود آورده بودند، ایجاد کردند.

خیامی ثروت بزرگتری در خارج از ایران ایجاد کرد. لاجوردی ها به غایت موفق بودند. خسروشاهی ها ۲-۳ میلیارد سود بردند و موفق بودند.

این روایت که اینها به کمک دربار و شاهزاده ها شرکت هایشان سودآور می شد، دروغ تاریخی بزرگی است و صدمه بزرگی به ملت ایران زد.

این افراد درستکار کارآفرین را از ایران راندند و این شرکت ها را سپردند به دست یک مشت آدم نا اهلی که هنوز هم نتوانستد آن را به شرایط قبل از انقلاب برگردانند.

تصادفی نیست که هنوز هم درآمد متوسط مردم ایران به سال ۱۹۷۹ پیش از انقلاب برنگشته است. تصادفی نیست که مردم در ایران اینقدر تحت مضیقه هستند، آن سیاست غلط و نادرست الان نتیجه اش را در ۳۰ درصد بیکاری در تحصیل کرده ها نشان می دهد.

شاه

عباس میلانی می گوید نامه آیزنهاور به شاه درباره حمایت از ایران در برابر حمله احتمالی شوروی، سرمایه گذاران را تشویق به حضور در صنایع ایران کرد

من یک مطالعه ای خواندم از مجلس شورای اسلامی درباره خانواده لاجوردی که اینها وقتی اموالشان مصادره شده چیزی نزدیک به ۶۰۰ میلیون دلار در ایران سرمایه گذاری کرده بودند. ۶۰۰ میلیون دلار آن زمان ۴-۵ میلیارد دلار الان است.

خود نمایندگان مجلس ایران می گویند که ما هیچ چیزی در این اسناد پیدا نکردیم که نشان بدهد اینها کوچکترین خلاف قانونی کرده بود. خود گزارش مجلس می گوید که ما در حیرتیم که چرا دولت وقت تصمیم به مصادره اموال اینها و بیرون کردنشان از ایران گرفت.

محمد تقی برخوردار مثل لاجوردی ها یکی از درست کار ترین و متدین ترین و مستلق ترین کار آفرینان ایران بود.

چرا در سال های اخیر علیرغم بالا رفتن درآمدهای نفتی و امکانات فنی مثل تربیت مدیر و تحصیل کرده رشته های صنعتی که می تواند زمینه ساز مناسبی برای فعالیت های اساسی اقتصادی باشد، دیگر شاهد ظهور چنین سرمایه گذاران و کارآفرینان که به دنبال تحول در صنایع داخلی هم بودند، نیستیم؟

من فکر می کنم عمده ترین دلیلش بی ثباتی سیاسی و حرص آزی است که حکومت به آن دچار شده است.

هر روز به گوشه بیشتری و سهم بیشتری از ثروت و اقتصاد مملکت چنگ انداخته اند. هر روز از بخش بیشتری از طبقه و مدیر تحصیل کرده و کارآفرین را از دور خارج می کنند برای این که خودشان این کارها را در دست بگیرند.

سرمایه جایی می رود که ثبات سیاسی داشته باشد، جایی می رود که احساس کند دولت قدرش را می شناسد.

محمد تقی برخوردار لوازمی را وارد و سپس در ایران تولید کرد که با به وجود آمدن طبقه شهرنشین و شکل گرفتن طبقه متوسط مورد توجه و بلکه مورد نیاز بود

شما ببینید تمام ارقامی را که من گفتم در دورانی صورت گرفته که تمام درآمد ایران ۴۰۰ میلیون دلار از نفت بوده مثلا ۱۹۶۰ میلادی.

فقط در ۶ سال اخیر در دوران احمدی نژاد، ایران ۶۰۰ میلیارد دلار یعنی برابر تمام درآمدهای نفتی ایران تا پیش از دولت او وارد خزانه ایران شده؛ چه چیزی از این سرمایه باقی مانده؟ کجا بیکاری پایین تر رفته؟ کجا سرمایه جذب شده؟ وقتی مملکتی ۶۰۰ میلیارد دلار درآمد دارد، قاعدتا ۶۰۰ میلیارد دلار هم از خارج می خواهد بیایید و شریک و سهیم بشود با آن.

چین و هند همین کار را با درآمدهایشان کردند. در ایران یا این سرمایه خارج شده، یا قایم شده یا در بانک های خارج از کشور خوابیده یا رفته در املاک و مستغلات سرمایه گذاری شده است.

کسی سراغ صنعت نمی رود چون هیچ گونه دفاعی ندارد در برابر کسی که می آید می گوید این مال من است یا مال بیت المال است.

***

محمد تقی برخوردار هفته گذشته در تهران درگذشت در حالی که نتوانست سرمایه جوانی اش را پس بگیرد و الزایمر حتی دیگر رمقی برای او باقی نگذاشته بود که احتمالا روزهای پردرد این سال ها و شاید سال های پر جوش و افتخار دورتر را به یاد بیاورد.

کتابی اخیرا درباره زندگی او منتشر شده و در یکی از فصل ها نقل قولی از او درج است که راه و سرنوشت سرمایه گذاران بعد از او را نشان می دهد.

حاج محمد تقی پس از ناکامی در بازپس گیری اموالش، در برابر این سئوال که اگر امروز فعالیت تجاری را شروع می کردی چطور عمل می کردی این جواب را داده بود: یک شرکت تاسیس می کردم و آن را شخصا اداره می کردم و در جهت گسترشش هیچ اقدامی نمی کردم.


Sunday, July 24, 2011

Just Jeans

Full year earnings before interest and tax (EBIT) were predicted to be $64 million to $66 million, while parent company Premier Investments said underlying profit before tax was expected to be between $72 million and $74 million.

Premier said following a review of the business, a number of one-off charges would cost between $14 million and $16 million in full year 2011. These include the costs of the shutting the doors of up to 50 loss making outlets when their leases expired.

As part of the earnings improvement plan, Premier planned to "rejuvenate and reinvigorate all five core apparel brands" and an "organisation-wide cost efficiency program".

Sunday, July 17, 2011

با وجود افزایش نرخ بیلت در بازارهای مختلف طی هفته گذشته صورت گرفت

سردی معاملات میلگرد در گرمای تابستان

گروه بورس کالا – طی هفته گذشته به‌رغم افزایش قیمت بیلت در بازارهای جهانی، به دلیل رکود بازار مقاطع در ایران، متقاضیان انتظار خرید بیلت ارزان‌تر را داشتند که البته هنوز این تقاضایشان به نتیجه نرسیده، اما با توجه به احتمال کاهش نرخ تیرآهن و مشخص نبودن آینده بازار میلگرد احتمال تعدیل قیمت بیلت در هفته‌های آتی وجود دارد.


در بازارهای جهانی نیز همانند ایران مقاطع شرایط رونق را از خود نشان نمی‌دهد و احتمال افزایش نرخ‌ها با وجود رشد قیمت بیلت بعید است مگر اینکه روند باثبات قیمت مواد اولیه به خصوص سنگ‌آهن تغییر کرده و تقاضا برای آنها افزایش یابد. روند معاملات انواع محصولات فولادي در هفته گذشته ازسوي مركز خدمات فولاد ايران مورد بررسي قرار گرفته كه مشروح آن را مي‌خوانيد:
افزایش قیمت بیلت
هفته گذشته در بورس فلزات لندن بازار بیلت صعودی بود و متوسط قیمت بیلت هفته گذشته با 4 درصد رشد به 606 دلار رسید.
رشد قیمت میلگرد در بازار داخلی ترکیه قیمت بیلت را بالا کشاند و در کل 30 تا 35 دلار رشد داشت. قیمت‌ها 700 تا 705 دلار درب کارخانه شنیده شد. قیمت صادراتی نیز در این حدود رشد داشت 710 تا 720 دلار فوب و در مواردی تا 760 دلار فوب هم شنیده شد.
آن طور که پیش‌بینی شده بود بازار صادرات بیلت سی‌آی‌اس بهبود یافته است. خرید مشتریان خاورمیانه بالا رفت و به تولید‌کننده‌ها کمک کرد تا قیمت‌ها را بالا ببرند. در حوزه دریای خزر نیز شرایط بهبود داشت و عرضه‌کننده‌ها توانستند از افت قیمت جلوگیری کنند. قیمت صادراتی آگوست با حدود 10 دلار رشد از 660 دلار فوب بالاتر است. در خاور دور با اینکه خرید‌ها کمی کاهش یافته، ولی عرضه‌کننده‌ها هنوز خوشبین هستند انتظار می‌رود در ماه سپتامبر که باران‌های موسمی منطقه به پایان برسد تقاضای بیلت افزایش یابد. قیمت فعلی بیلت سی‌آی‌اس 660 دلار فوب خاور دور است.
قیمت پیشنهادی بیلت روسیه و اروپا در حدود 680 تا 700 دلار هر تن سی‌اف‌آر شمال آفریقاست و به دلیل رکود این بازار احتمال افت قیمت می‌رود. در چین رشد تقاضا قیمت بیلت را تا 12 دلار بالا کشاند. در مصر 720 دلار سی‌اف‌آر شنیده شد.
تقاضا برای بیلت ارزان تر در ایران
هفته گذشته بیلت در ایران بازار آرامی را پشت سر گذاشت. از اول هفته بیلت سایز 150 میلیمتر در انزلی روی تریلی 760 تا 765 تومان پیشنهاد شد و در اواسط هفته محموله‌هايی از نوشهر و امیرآباد در همین قیمت‌ها عرضه شد. با توجه به سکوت بازار مقاطع، خریدارها به‌دنبال کاهش قیمت بودند. ولی فروشنده‌ها در مقابل افت بازار مقاومت کردند که بیشتر به دلیل محدودیت واردات و بهبود قیمت در بازارهای خارجی بود. بیلت سایز 120 میلیمتر تولید داخل هم تا 763 تومان عرضه شد.
بازار بیلت به دلیل رکود بازار مقاطع از رونق چندانی برخوردار نیست، اما احتمال کاهش قیمت هم نمی‌رود مگر آنکه فروشنده‌ها با توجه به هفته پایانی ماه نرمش به خرج دهند. در 4 ماه اول امسال واردات بیلت تقریبا با تقاضای آن برابری کرده است قیمت‌های پیشنهادی تحویل سی‌اف‌آر انزلی 670 تا 675 دلار در هر تن در هفته گذشته بوده است.
ثبات تقاضای میلگرد در کشورهای منطقه
هفته گذشته در بازار داخلی ترکیه قیمت میلگرد رشد کرده و به 919 دلار با 18 درصد مالیات بر ارزش افزوده رسید؛ چرا که کمبود عرضه و بهبود تقاضای داخلی موجب این روند شد. قیمت صادراتی نیز به 735 تا 745 دلار فوب رسید، اما با این حال قیمت‌های فعلی پیشنهادی ترکیه مورد پسند خریداران خارجی نیست.
امارات ترجیح می‌دهد در735 دلار بازار داخلی خرید کند. سوریه به دنبال 20 دلار تخفیف است و مصری‌ها در بازار داخلی 20 تا 30 دلار ارزان تر معامله می‌کنند. در مصر هم هفته گذشته قیمت میلگرد به دلیل پایین بودن تقاضای مصرف‌کننده‌های نهایی 34 دلار هر تن کاهش یافته و به 814 دلار هر تن رسیده بود.
هفته گذشته عراق چند محموله کوچک در 740 تا 745 دلار درب کارخانه از ترکیه خرید. در کل نزدیکی ماه رمضان و گرمای هوا تقاضای میلگرد را کاهش داده، ولی چون بازار داخلی ترکیه رونق دارد روند صعودی ادامه خواهد داشت.
قیمت پیشنهادی میلگرد صادراتی جنوب اروپا به کشورهای شمال آفریقا طی چند هفته گذشته ثابت بوده است که قیمت آن 510 تا 520 یورو هر تن فوب است که پیش‌بینی می‌شود سطح خرید با نزدیک شدن به ماه رمضان کاهش یابد.
در بازار داخلی شمال اروپا قیمت درب کارخانه میلگرد 7 یورو افت داشت. در بازار داخلی آمریکا قیمت نقدی میلگرد 720 تا 740 دلار هر شورت تن و ثابت بود. قیمت مقاطع سی‌آی‌اس به ویژه میلگرد 10 تا 20 دلار بالا رفت.
بازار واردات میلگرد جنوب شرق آسیا در رکود بود. میلگرد کره 740 دلار سی‌اف‌آر و محصول ترکیه 770 تا 780 دلار سی‌اف‌آر بود. میلگرد چین اخیرا 680 تا 690 دلار سی‌اف‌آر سنگاپور معامله شد. در چین آخرین قیمت قرارداد میلگرد بورس شانگهای 750 دلار شنیده شد. قیمت میلگرد در عربستان در773 دلار هر تن ثابت بوده است.
احتمال ورود موج جدید ارزانی مقاطع به بازار ایران
مقاطع بازار راکدی را مثل هفته‌های گذشته پشت سر گذاشت. نوسان قیمت‌ها در طول هفته وجود داشت و منحنی قیمت به‌طور کلی نزولی بود، ولی افت و خیز قیمت‌ها در حد هر کیلو 10 تومان بود، اما تقاضا بسیار محدود بود. روز شنبه هفته گذشته را بازار با کاهش قیمت شروع کرد، ولی از یکشنبه به بعد با اعلام واریز پول به مسکن مهر بازار تکانی خورد.
با ابهام در قانونی بودن این تصمیم بازار دوباره به کما رفت و همین باعث شد کارخانه‌ها که نیاز به نقدینگی دارند انعطاف در قیمت‌ها را بپذیرند و تا هر کیلو 10 تا 15 تومان تخفیف را قبول کنند.
معامله 845 تومانی میلگرد یک کارخانه در تناژ هزار تنی به این روند نزولی کمک کرد.قیمت تیرآهن نیز به علت رکود بازار با تعدیل همراه بود. گفته می‌شود محموله‌هايی از تیرآهن‌های سایزهای 20 به بالا در راه ایران است که با ورود این محموله‌ها بازار تیرآهن باید با کاهش قیمت روبه‌رو شود؛ چرا که در ماه‌های اخیر واردات تیرآهن تقریبا به صفر رسیده بود. میلگرد تحویل بنادر جنوبی ایران 750 تا 770 دلار و تیرآهن 850 تا 870 دلار عرضه شده است.
انتظار رشد قیمت ورق در کشورهای مسلمان و بازار ورق ترکیه کمی بهبود داشته گرچه هنوز نسبتا ضعیف است. ورق گرم اوکراین 700 تا 720 دلار سی‌اف‌آر و محصول روسیه 740 تا 750 دلار سی‌اف‌آر است. از طرفی در بازار داخلی ورق گرم 730 تا 750 دلار است از این رو قیمت‌های پیشنهادی فعلی در بازار واردات مورد قبول خریداران ترکيه نیست.
در بازار داخلی آمریکا ورق گرم 740 دلار هر شورت تن و ورق گرم کره زیر 800 دلار سی‌اف‌آر در هر شورت تن عرضه شده، از این رو کارخانه‌ها باید برای رقابت 720 دلار عرضه کنند. شاخص قیمت ورق گرم در جنوب اروپا هفته با ثباتی داشت. در شمال اروپا شاخص قیمت 3 یورو افت داشت. قیمت ورق در ایتالیا طی دو هفته اخیر 10 یورو در هر تن به دلیل افت تقاضا کاهش یافته است. در انگلیس قیمت ورق گرم 610 یورو بود، برخی ارزان تر دادند تا سهم بیشتری از بازار کسب کنند. بازار ورق گرم آلمان در ثبات است، اما سطح تقاضا پایین می‌باشد و روند آینده بازار مشخص نیست.
در بازار سی‌آی‌اس ظاهرا قیمت ورق گرم به کف رسیده و روند بعدی بازار ثبات یا رشد قیمت است. قیمت فعلی ورق گرم اوکراین 675 تا 690 دلار فوب دریای سیاه است و محصول روسیه 680 تا 700 دلار فوب دریای سیاه است.
قیمت ورق گرم وارداتی در جنوب شرق آسیا دو هفته اخیر 5 تا 10 دلار افت داشته؛ چرا که بازار منطقه در رکود است. در چین قیمت ورق گرم 735 تا 738 دلار با 17 درصد مالیات بر ارزش افزوده بود. قیمت پیشنهادی ورق گرم صادراتی چین با توجه به نبود تقاضای خارجی نزولی است. قیمت پیشنهادی به کره 695 دلار سی‌اف‌آر برای تحویل آگوست بوده است.
قیمت پیشنهادی ورق وارداتی به امارات به دلیل پایین بودن تقاضا افتی 10 تا 20 دلاری را در هر تن نسبت به اواخر ماه ژوئن تجربه کرده است. در حال حاضر قیمت پیشنهادی ورق گرم در امارات 680 تا 750 دلار هر تن سی‌اف‌آر می‌باشد. در عربستان افزایش خرید قبل از ماه رمضان بازار ورق را کمی رونق داد. قیمت وارداتی ورق گرم 740 تا 760 دلار سی‌اف‌آر و قیمت داخلی 780 تا 800 دلار است.
برخی نیز بر این باورند که قیمت‌ها در ماه سپتامبر و با به پایان رسیدن ماه رمضان و فصل تابستان، در بسیاری از بازارها افزایش خواهد یافت.
ارزانی ورق در ایران
در بازار ایران طی هفته گذشته ورق گرم ضخامت 2 میلیمتر رول که اول هفته 870 تومان در انزلی روی تریلی اعلام می‌شد در آخر هفته تا 882 تومان هم معامله شد، این رشد قیمت به علت افزایش تقاضا نبود بلکه مقاومت فروشنده‌ها در برابر بازار باعث بالا رفتن قیمت شد.
ورق گالوانیزه همچنان با محدودیت عرضه مواجه است به همین دلیل قیمت‌های آن با ثبات ایستاده است و در بعضی ضخامت‌ها مثل 60/0 میلیمتر با افزایش روبه‌رو بود، ولی حجم معاملات محدود است و در مورد ورق روغنی پیشنهاد محموله‌های 1000 تن مبارکه در قیمت 920 تومان تحویل در تهران بازار را بیشتر در کما برد، ضمن اینکه به علت تعطیلی بعضی کارخانه‌های لوازم خانگی فعلا تقاضای این کالا در حداقل خود است.
افت تولید لوله و پروفیل چشم‌انداز زیبايی برای ماه‌های آینده را هم نوید نمی‌دهد، سیاست دولت یا فولاد مبارکه در مورد ورق باعث ابهام در بازار فولاد شده است چرا که میلگرد در بورس هر کیلو 810 تا 820 تومان عرضه می‌شود، اما ورق گرم 640 تا 680 تومان، در حالی که ورق گرم باید حداقل به قیمت میلگرد پیشنهاد شود همینطور ورق سرد باید حداقل 100 تومان از میلگرد گران‌تر باشد.
حجم واردات انواع ورق در سه ماهه اول سال 89 به میزان 954213 تن و برای همین کالا در سه ماهه اول 90 به میزان 576657 تن بوده، در واقع واردات 40 درصد کاهش یافته، ولی رکود حاکم بر بازار از یک طرف و سیاست کنترل قیمت از طرف دیگر اجازه نداده است که قیمت‌ها تغییر کند.
پیامد این امر کاهش تولید صنعتی ما خواهد بود. در هر حال با توجه به در پیش بودن ماه مبارک رمضان احتمال تغییر در قیمت ورق نیست به‌خصوص آنکه نیاز به نقدینگی باعث شده تا بسیاری از فروشنده‌ها با قیمت‌های ارزان بازار را تحت تاثیر قرار دهند. ورق گرم ضخامت 2 میلیمتر 750 دلار، ورق سرد نقدی 790 دلار و ورق گالوانیزه 980دلار تحویل انزلی از سی‌آی‌اس پیشنهاد می‌شود، ولی خریدارها تمایلی به انجام معامله ندارند.

Saturday, July 16, 2011

First-home buyer numbers drop off


Property

No rush: Fewer first-home buyers are entering the market. Picture: Stephen Harman

Auction

Fewer first-home buyers are entering the market. Picture: Paul Loughnan.

THE property industry is shedding first-home buyers at breakneck speed, with a study showing 60,000 fewer buyers forged into the market over the past year.

Research published by RateCity reveals the number of first-home buyers across Australia tumbled nearly 40 per cent in the year to May, down from almost 150,000 to about 90,000.

In Victoria, first-home buyer numbers dropped 37 per cent, from more than 41,000 to about 26,000.

The revelation came as other leading surveys showed a continuing slide in Victoria's house prices and land sales hitting a 10-year low.

National Australia Bank's residential property survey showed home prices had dropped 2 per cent in the June quarter, with Victoria, down 2.4 per cent, and Queensland leading the fall.

In Victoria, NAB's index measuring market conditions tumbled into negative territory, from 16 points to -5.

Prices in Victoria are expected to drop a further 2.4 per cent over the coming year and remain flat for the next two years.

Meanwhile, the Housing Industry Association released figures with RP Data showing land sales have collapsed.

The number of sales fell 6 per cent in the three months to March, down 43 per cent compared with the same quarter last year.

In contrast to housing, the cost of residential land had increased by 4.4 per cent for capital cities and 3.8 per cent in regional areas in the year to March. The weighted median land value was $198,980.

The HIA said excessive government regulation and costs were among reasons pushing land prices higher.

HIA research director Tim Lawless said the undersupply of land meant no real improvement could be expected in the construction industry.

RateCity chief executive Damian Smith said that first-home buyers had brought forward purchases to 2009 to cash in on the temporary boost to the First Home Owners Grant, partly explaining the dive in first-home buyers.

But lingering uncertainty over the outlook for interest rates following increases last year was a prime factor in the shock result, Mr Smith said.

"There is a general lack of confidence in the non mining-boom states. We see it in small business not borrowing to expand and we see it in retail spending."

Flight Centre upgrades profit guidance


Flight centre

Flight Centre has upgraded its profit guidance as it on the strong Australian dollar / AAP

FLIGHT Centre has upgraded its profit guidance as it cashes in on low airfares and the strong Australian dollar.

The travel agency chain says it expects to post a pre-tax profit of $243 million to $247 million for the year ended June 30, up 22.5 per cent to 24.5 per cent on the prior year.

It had previously anticipated a pre-tax result of $220 million to $240 million for the 2010/11 financial year.

The pre-tax figures do not include any possible one-off items.

Flight Centre said the result included about $4 million in one-off donations following the natural disasters in Queensland and Christchurch.

Managing director Graham Turner said that based on preliminary figures, this was a new record for the company.

He said while domestic leisure tourism had been soft, the company had benefited from solid growth in international ticket numbers.

Friday, July 8, 2011

رابطه‌ قاچاق و نرخ ارز

شهرام شریف
از پله‌های ساختمانی‌ قدیمی در یکی از کوچه‌های پشتی خیابان جمهوری بالا می‌رویم. پشت در آپارتمان‌، کفش‌ها را در‌ می‌آوریم و وارد می‌شویم. خانه‌ای نسبتا بزرگ با تزئینی متناقض از فرش و پشتی و مبلمان. همان لحظه اول مبهوت می‌شویم. قریب به ده‌ها تلویزیون جدید و پیشرفته که همه از کارتن‌های کثیف و پاره درآمده و روی صندلی و مبل و زمین نامنظم کنار هم قرار داده شده است.


فروشنده که مرتب در حال معامله و فروش تلفنی و حضوری است،‌ فرصت توضیح در مورد قابلیت‌ دستگاه‌ها را ندارد، همین که مدل‌ها از ۱۰۰ تا ۷۰۰ هزارتومان زیر قیمت ارائه می‌شوند، باید قانع‌کننده‌ترین دلیل برای خرید باشند.فروشنده حتي ابایی ندارد که بگوید تمامی این دستگاه‌ها قاچاق هستند و قاچاقچیان آنها را از آن سوی مرز به قلب پایتخت آورده‌اند. این فروشنده‌ها آنقدر از اجناسشان مطمئن هستند که حاضرند تا چندماه هم گارانتی‌شان کنند،‌ آنها برای این پرداخت منزلی! دستگاه‌ کارتخوان یا کامپیوتر متصل به اینترنت دارند و خوب هم تخفیف می‌دهند! دیگر مشتری چه می‌خواهد؟ این نمونه‌ای از کسب‌وکاری است که طی سال‌های اخیر همین گوشه و کنار رشد یافته و اتفاقا به رقیبی برای خود نیز تبدیل شده است. امروزه بسیاری از تلویزیون‌های داخل ویترین هر چند برندی خارجی دارند، اما در داخل ایران تولید می‌شوند و از قضا حتي برای واردات مواد اولیه نیز تعرفه بسیار پایینی می‌پردازند؛ اما چرا هزینه تولید این محصول در اطراف تهران از هزینه تولید در چین و صادر شدن به هند و سپس قاچاق شدن به ایران باز هم گاه تا پانصدهزارتومان گران‌تر است؟طی سال‌های اخیر، سیاست‌های مختلفی را برای برخورد با قاچاق و حمایت از تولید داخلی شاهد بوده‌ایم. از اعمال تعرفه‌های سنگین برای برخی اقلام تا برخورد با فروشنده نهایی. با این همه این برخوردهای فصلی و منفصل از دلایل اصلی، هیچگاه به کاهش قاچاق منجر نشده است. همچنين این سیاست‌ها هیچگاه به تقویت برند و تولیدکننده ایرانی نیز نینجامیده و حتی همین تولیدکنندگان خارجی مقیم داخل نیز از درج نام ایران به عنوان کشور سازنده روی محصولاتشان امتناع می‌کنند. دلیل کاملا واضح است. قیمت تمام شده محصولات در داخل ایران بسیار بالا است و روز به روز هم بالاتر می‌رود و ثابت نگاه داشتن نرخ ارز نیز در عمل به نفع واردکنندگان (‌و البته قاچاقچیان)‌ تمام شده است. از سوی دیگر کاهش تولید و کیفیت تولیدات داخلی نیز به کاهش شدید اعتبار اجناس داخلی منجر شده است. در میان عوام موضوع کاهش برابری نرخ ارز در برابر ارزهای خارجی موضوعی حيثيتي و مرتبط با کاهش قدرت خرید مردم فرض شده است، اما نگاهی به سیاست‌های ارزی و حتي جنگ‌های ارزی (‌Currency wars‌) که طی سال‌های بعد از رکود مالی گسترده سال ۲۰۰۷ فراگیرشده، نشان می‌دهد که بسیاری از اقتصادهای بزرگ از سیاست ارزان‌سازي پول خود در برابر دلار به عنوان محمل یا آنچنانکه استراوس كان (‌رییس جنجالی و سابق صندوق بین‌المللی پول)‌ می‌گفت به عنوان سلاحی ارزی در جنگ‌های اقتصادی استفاده می‌کنند.
چین با خرید گسترده دلار و فروش عظیم یوآن اجازه کاهش ارزش دلار و افزایش ارزش یوآن را نمی‌دهد؛ به این ترتیب همچون قله‌ای محصولات از این کشور به دره‌ها (کشورها) یی که پول ملي به ظاهر پرارزشي دارند یا نرخ آن را مصنوعی بالا نگاه می‌دارند صادر (یا قاچاق)‌ می‌شود. چنین سیاستی است که تولید در کشوری چون چین را به صرفه‌تر از هر نقطه دیگری در جهان می‌سازد و از همین رو است که بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان نیز به تولید در چین ترغیب می‌شوند. واقعیت آن است که سیاست‌های تحمیلی تثبیت نرخ ارز نه تنها تولید‌کننده‌های داخلی و خریداران را متمول‌تر نکرده، بلکه صرفا بازارهای ما را به عرصه جولان شرکت‌ها، برندها و جنس‌های خارجی تبدیل کرده ‌است. یارانه‌ای که ما به این واردکنندگان می‌پردازیم ده‌ها برابر یارانه‌ای است که به مردم خود مي‌دهيم. حالا این شرکت‌ها راضی از این تفاوت نرخ ارز واقعی در داخل کشور با سود کلان، مشغول فروش بی‌دغدغه محصولات خود هستند. مهم‌تر از همه اينكه، همین سیاست‌های پولی پرهزینه است كه برخوردهای گاه‌به‌گاه و سیاست‌های بازدارنده‌ قاچاق را نیز در دیگر عرصه‌ها بی‌اثر کرده است.